تاریخ: ۰۱ تير ۱۴۰۵ ، ساعت ۲۲:۵۷
بازدید: ۱۶
کد خبر: ۱۰۳۴۴
سرویس خبر : پتروشیمی

چرا تالار حراج همزمان بورس کالا با بازار پتروشیمی سازگار نیست؟

چرا تالار حراج همزمان بورس کالا با بازار پتروشیمی سازگار نیست؟
انرژی و نیرو - سازوکار «تالار حراج همزمان» با هدف افزایش سرعت معاملات و ارتقای کارایی عملیاتی در بورس کالا طراحی شده است، اما تجربه فعالان بازار نشان می‌دهد این روش در همه بازار‌ها نتایج یکسانی به همراه ندارد.

به گزارش انرژی و نیرو، طی سال‌های اخیر بورس کالا با هدف افزایش سرعت معاملات، کاهش زمان رقابت و ارتقای بهره‌وری عملیاتی، سازوکار «تالار حراج همزمان» را در برخی بازار‌ها مورد استفاده قرار داده است.

ایده اصلی این روش آن است که به جای برگزاری رقابت برای هر کالا به صورت جداگانه، چندین عرضه به طور همزمان در معرض رقابت قرار گیرند تا فرآیند معاملات در زمان کوتاه‌تری انجام شود.

در نگاه نخست، این سازوکار می‌تواند مزایای قابل توجهی داشته باشد. کاهش زمان معاملات، مدیریت بهتر تعداد بالای عرضه‌ها و افزایش ظرفیت عملیاتی سامانه معاملاتی از جمله اهدافی است که برای حراج همزمان مطرح می‌شود.

با این حال، پرسش اساسی این است که آیا این مدل برای همه بازار‌های کالایی مناسب است یا اینکه کارایی آن به ویژگی‌های هر بازار بستگی دارد؟

تفاوت ماهوی بازار سیمان و محصولات پتروشیمی

برای پاسخ به این سؤال باید ماهیت کالا‌های مختلف را مورد توجه قرار داد. برای مثال، بازار سیمان از برخی جهات با بازار محصولات پتروشیمی تفاوت‌های اساسی دارد.

در صنعت سیمان، هزینه حمل‌ونقل بخش مهمی از قیمت تمام‌شده را تشکیل می‌دهد. به همین دلیل مصرف‌کنندگان معمولاً خرید خود را از نزدیک‌ترین کارخانه یا تولیدکننده انجام می‌دهند.

در عمل، هر منطقه جغرافیایی بازار خاص خود را دارد و رقابت میان عرضه‌های مختلف تا حد زیادی مستقل از یکدیگر شکل می‌گیرد.

از سوی دیگر، حجم عرضه سیمان معمولاً بالا بوده و در بسیاری از موارد شدت رقابت نیز محدودتر از بازار‌های پتروشیمی است. در چنین شرایطی، حراج همزمان می‌تواند بدون ایجاد اختلال جدی در فرآیند کشف قیمت، به کاهش زمان معاملات کمک کند و بخشی از اهداف طراحی این سازوکار را محقق سازد.

وابستگی متقابل کالا‌ها در زنجیره تولید پتروشیمی

اما شرایط در بازار محصولات پتروشیمی کاملاً متفاوت است. بخش عمده تولیدکنندگان در مناطق جنوبی کشور مستقر هستند و محدودیت‌های جغرافیایی مشابه بازار سیمان وجود ندارد.

از سوی دیگر، بسیاری از واحد‌های تولیدی برای ادامه فعالیت خود نیازمند تأمین همزمان چند ماده اولیه مختلف هستند. در واقع تصمیم خرید یک کالا به طور مستقیم با امکان خرید سایر مواد اولیه مورد نیاز ارتباط دارد.

برای نمونه، یک تولیدکننده ممکن است برای تولید محصول نهایی خود به چند گرید یا چند ماده اولیه مختلف نیاز داشته باشد. در چنین شرایطی، خرید تنها بخشی از مواد مورد نیاز عملاً مشکل تولیدکننده را حل نمی‌کند؛ بنابراین تصمیم‌گیری برای خرید هر کالا مستقل از سایر کالا‌ها نیست و میان عرضه‌های مختلف ارتباط مستقیم وجود دارد.

نقش اطلاعات قیمتی در فرآیند کشف قیمت

علاوه بر این، در بازار پتروشیمی گرید‌های مشابه متعددی توسط تولیدکنندگان مختلف عرضه می‌شود. فعالان بازار معمولاً با مشاهده میزان رقابت و قیمت‌های کشف‌شده در یک گرید، استراتژی خود را برای سایر گرید‌های مشابه تنظیم می‌کنند.

این فرآیند در مدل تک‌کالایی به صورت طبیعی اتفاق می‌افتد و اطلاعات حاصل از هر رقابت به کشف قیمت بهتر در عرضه‌های بعدی کمک می‌کند.

اما در حراج همزمان این زنجیره اطلاعاتی تا حد زیادی از بین می‌رود. خریداران ناچارند بدون اطلاع از نتایج سایر رقابت‌ها، برای چندین کالا به طور همزمان تصمیم‌گیری کنند.

این موضوع نه تنها فرآیند تصمیم‌گیری را دشوارتر می‌کند، بلکه می‌تواند بر کیفیت کشف قیمت نیز اثر منفی بگذارد.

محدودیت مدیریت نقدینگی در حراج همزمان

یکی دیگر از چالش‌های مهم، نحوه مدیریت سرمایه و نقدینگی خریداران است. در مدل تک‌کالایی، خریدار می‌تواند برای چند گرید مشابه برنامه‌ریزی کرده و بر اساس نتایج هر رقابت، تصمیمات بعدی خود را اصلاح کند. اما در حراج همزمان این انعطاف‌پذیری از بین می‌رود.

ممکن است چندین سفارش به طور همزمان برنده شوند و منابع مالی خریدار بیش از انتظار درگیر شود یا برعکس، هیچ‌یک از سفارش‌ها به نتیجه نرسد و فرصت خرید از دست برود. در نتیجه، مدیریت ریسک و نقدینگی برای بسیاری از واحد‌های تولیدی دشوارتر خواهد شد.

تأثیر حراج همزمان بر رفتار قیمتی خریداران

از سوی دیگر، تجربه فعالان بازار نشان می‌دهد که حراج همزمان در برخی موارد رفتار قیمتی متفاوتی نسبت به معاملات تک‌کالایی ایجاد کرده است. هنگامی که تأمین مواد اولیه برای خریدار اهمیت بالایی دارد و عدم خرید می‌تواند هزینه‌های سنگینی به فعالیت تولیدی او تحمیل کند، برخی متقاضیان ناچار می‌شوند سقف‌های قیمتی بالاتری نسبت به ارزش مورد انتظار خود در سامانه ثبت کنند تا احتمال موفقیت سفارش افزایش یابد.

در چنین شرایطی، قیمت نهایی لزوماً بیانگر ارزیابی واقعی خریداران از ارزش کالا نیست، بلکه بخشی از آن ناشی از نگرانی نسبت به عدم تخصیص و تلاش برای تضمین خرید است. نتیجه این وضعیت می‌تواند شکل‌گیری رقابت‌هایی باشد که قیمت‌های کشف‌شده را از سطوح مورد انتظار بازار فاصله دهد.

سرعت معاملات یا کیفیت کشف قیمت؟

«مرتضی یافتیان» کارشناس بازار سرمایه گفت: معیار موفقیت یک سازوکار معاملاتی صرفاً کاهش زمان برگزاری معاملات نیست. مهم‌تر از سرعت، کیفیت کشف قیمت، امکان مدیریت بهینه منابع مالی، شفافیت فرآیند رقابت و رضایت فعالان بازار است.

این کارشناس بازار سرمایه ادامه داد: اگر سازوکاری بتواند زمان معاملات را کاهش دهد، اما همزمان کیفیت کشف قیمت را تضعیف کند، نمی‌توان آن را در تمامی بازار‌ها موفق ارزیابی کرد.

وی افزود: بر همین اساس به نظر می‌رسد استفاده از یک نسخه واحد برای تمامی کالا‌های معامله‌شده در بورس کالا رویکرد مناسبی نباشد. هر بازار ویژگی‌های خاص خود را دارد و سازوکار معاملاتی نیز باید متناسب با همان ویژگی‌ها طراحی شود.

ضرورت بازنگری در معاملات پتروشیمی

در جمع‌بندی می‌توان گفت تالار حراج همزمان احتمالاً برای بازار‌هایی نظیر سیمان که حجم عرضه بالا، پراکندگی جغرافیایی مصرف و سطح رقابت محدودتری دارند، می‌تواند ابزار مناسبی باشد و به افزایش کارایی عملیاتی معاملات کمک کند.

اما تجربه فعالان بازار نشان می‌دهد که در حوزه محصولات پتروشیمی، به دلیل ارتباط متقابل میان کالاها، وابستگی تصمیمات خرید به یکدیگر، اهمیت مدیریت نقدینگی و نقش اطلاعات حاصل از هر رقابت در کشف قیمت، این سازوکار نتوانسته رضایت کافی خریداران و حتی بخشی از کارگزاران را جلب کند.

از این رو، برخی فعالان بازار معتقدند بازگشت معاملات محصولات پتروشیمی به مدل تک‌کالایی یا دست‌کم بازنگری جدی در نحوه اجرای حراج همزمان برای این گروه از کالاها، می‌تواند به بهبود فرآیند کشف قیمت، افزایش کارایی بازار و رضایت بیشتر فعالان اقتصادی منجر شود.

منبع: خبرگزاری فارس

عناوین برگزیده