به گزارش انرژی و نیرو، «مهرزاد لیموچی» تحلیلگر ارشد حوزه انرژی و مدیر مسوول فصلنامه مطالعات استراتژیک مدیریت انرژی در گفتوگو با «انرژی و نیرو» اظهار کرد: ارزیابی هر برنامه مدیریت مصرف باید بر مبنای آثار واقعی آن بر کاهش بار شبکه، پایداری تامین برق و اصلاح ساختار مصرف انجام شود، نه فقط بر اساس اهداف اعلامی. طرح مهتاب از این منظر دارای تفاوتهایی با برنامههای گذشته است، اما میزان موفقیت آن به نحوه اجرا، استمرار نظارت و اصلاحات ساختاری وابسته خواهد بود.
«مهرزاد لیموچی» در ادامه خاطرنشان کرد: نخست باید مشخص کنیم که طرح مهتاب دقیقا چه مسالهای را هدف قرار داده است. بسیاری این طرح را در کنار برنامههای سالهای گذشته مدیریت مصرف قرار میدهند، در حالی که از نظر فنی تفاوت مهمی میان آنها وجود دارد. برنامههای قبلی عمدتا بر کاهش یا جابهجایی مصرف مشترکان مجاز از طریق تعرفههای تشویقی، محدودیتهای زمانی و همکاری صنایع و کشاورزان متمرکز بود، اما طرح مهتاب بیش از آن که یک برنامه مدیریت تقاضا باشد، یک برنامه مدیریت هوشمند شبکه و بهینهسازی بهرهبرداری از ظرفیتهای موجود است. این تفاوت، ماهیت اقتصادی و فنی طرح را تغییر میدهد.
وی افزود: در واقع، یکی از مهمترین ظرفیتهای طرح مهتاب، حرکت به سمت مدیریت هوشمند مصرف برق است. در سالهای گذشته، بخش قابل توجهی از مدیریت بار شبکه بر پایه برآوردهای کلی و تصمیمات مقطعی انجام میشد، اما در این طرح تلاش شده است با اتکا به دادههای دقیق، پایش مستمر الگوی مصرف و بهرهگیری از ابزارهای هوشمند، تصمیمگیریها هدفمندتر شود. در صورت اجرای صحیح، این رویکرد میتواند بدون تحمیل محدودیتهای گسترده به مشترکان، بخشی از ظرفیت شبکه را آزاد کرده و بهرهوری آن را افزایش دهد. این ویژگی، مهمترین تفاوت طرح مهتاب با بسیاری از برنامههای پیشین صنعت برق است.
لیموچی تصریح کرد: با این حال، نباید همه کاهش بار شبکه را به عنوان صرفهجویی تلقی کرد. از دیدگاه اقتصاد انرژی، باید میان کاهش واقعی مصرف، افزایش بهرهوری و مدیریت هوشمند بار تفاوت قائل شد. اگر طرح مهتاب بتواند از طریق اصلاح الگوی بهرهبرداری از شبکه، توزیع متوازن بار، استفاده از دادههای برخط و بهبود مدیریت مصرف، پایداری شبکه را افزایش دهد، میتوان آن را یک گام رو به جلو در اصلاح حکمرانی صنعت برق دانست. اما این موضوع با کاهش پایدار شدت مصرف انرژی تفاوت دارد و نباید این دو مفهوم با یکدیگر خلط شوند.
وی ادامه داد: درباره هدفگذاری کاهش چند هزار مگاواتی نیز باید واقعبین بود. تحقق چنین هدفی صرفاً به اجرای یک طرح وابسته نیست، بلکه به مجموعهای از عوامل از جمله توسعه کنتورهای هوشمند، تکمیل زیرساختهای پایش و کنترل شبکه، مشارکت مشترکان، اجرای برنامههای پاسخگویی بار، هماهنگی میان شرکتهای توزیع برق و استمرار مدیریت مصرف برق در سراسر کشور بستگی دارد. بنابراین، دستیابی به این میزان کاهش بار، بیش از آن که یک اقدام کوتاهمدت باشد، نتیجه تکمیل تدریجی یک فرآیند اصلاح ساختاری در صنعت برق است.
این تحلیلگر ارشد حوزه انرژی خاطرنشان کرد: تجربه جهانی نیز نشان میدهد که موفقترین برنامههای مدیریت مصرف، آنهایی هستند که بر سه پایه استوار باشند؛ اندازهگیری هوشمند و دادههای دقیق، اصلاح انگیزههای اقتصادی از طریق تعرفهها و قیمتگذاری و در نهایت مشارکت فعال مشترکان. هرگاه یکی از این سه ضلع ضعیف باشد، اثر برنامهها نیز به تدریج کاهش مییابد.
وی افزود: اگر طرح مهتاب فقط به چند مانور عملیاتی یا برخورد مقطعی با متخلفان محدود شود، اثر آن کوتاهمدت خواهد بود، اما اگر به توسعه فراگیر کنتورهای هوشمند، تحلیل برخط دادههای مصرف، پایش مستمر شبکه و اصلاح فرآیندهای نظارتی منجر شود، میتواند به یکی از مهمترین پروژههای اصلاح ساختار صنعت برق کشور تبدیل شود.
لیموچی اظهار کرد: از منظر سیاستگذاری، موفقیت واقعی این طرح زمانی قابل سنجش خواهد بود که پس از عبور از پیک تابستان، دادههای فنی شامل میزان کاهش تلفات غیرفنی، تعداد انشعابات اصلاحشده، ظرفیت واقعی آزادشده، کاهش بار اوج، میزان مشارکت مشترکان در برنامههای مدیریت مصرف و پایداری این دستاوردها به صورت شفاف منتشر شود. تنها در این صورت است که میتوان درباره اثربخشی اقتصادی و فنی آن قضاوت دقیق داشت.
این تحلیلگر انرژی در پایان تاکید کرد: طرح مهتاب را نباید صرفا یک برنامه مدیریت مصرف دانست، بلکه باید آن را بخشی از فرآیند هوشمندسازی شبکه و ارتقای حکمرانی انرژی در کشور تلقی کرد. اگر این طرح به اصلاح ساختاری شبکه توزیع، کاهش پایدار تلفات، توسعه کنتورهای هوشمند و افزایش شفافیت مصرف منجر شود، میتواند فراتر از یک برنامه فصلی، به یکی از پایههای افزایش بهرهوری صنعت برق ایران تبدیل شود؛ اما تحقق اهداف اعلامشده، مستلزم اجرای مستمر، ارزیابی مستقل و انتشار منظم نتایج عملکرد خواهد بود.