تاریخ: ۲۰ بهمن ۱۴۰۴ ، ساعت ۱۷:۱۹
بازدید: ۲۹
کد خبر: ۹۰۰۳
سرویس خبر : نفت

گاز‌های همراه نفت؛ کمک‌فنر ناترازی گاز در روز‌های سرد زمستان

گاز‌های همراه نفت؛ کمک‌فنر ناترازی گاز در روز‌های سرد زمستان
انرژی و نیرو - در حالی که ناترازی گاز به چالش ثابت زمستان‌ها تبدیل شده، جمع‌آوری گاز‌های همراه نفت طی سال‌های اخیر به ظرفیتی سریع‌الوصول برای کاهش فشار شبکه گاز کشور بدل شده است.

به گزارش انرژی و نیرو، ناترازی گاز در ایران دیگر صرفاً یک هشدار کارشناسی نیست؛ این پدیده در سال‌های اخیر به واقعیتی تکرارشونده در فصل سرد بدل شده که آثار آن در افت فشار شبکه، محدودیت گاز صنایع و افزایش مصرف سوخت مایع در نیروگاه‌ها نمود پیدا می‌کند. در این میان، تمرکز سیاست‌گذاری سال‌ها بر توسعه میدان‌های بزرگ گازی، به ویژه پارس جنوبی، بوده است؛ اما در سایه این پروژه‌های عظیم، ظرفیتی دیگر کمتر دیده شده که می‌تواند در کوتاه‌مدت نقش مؤثری در مدیریت تراز گاز ایفا کند: گاز‌های همراه نفت.

ایران در دهه‌های گذشته به دلایل فنی، اقتصادی و کمبود زیرساخت، بخش قابل توجهی از گاز تولیدی همراه نفت را به‌جای جمع‌آوری و فرآورش، در مشعل‌ها سوزانده است. این مسأله تنها یک موضوع زیست‌محیطی یا نمادی از هدررفت منابع نبود، بلکه به‌ طور مستقیم با امنیت انرژی کشور و توان عبور از پیک مصرف زمستانی ارتباط داشت. بر اساس گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس، در سال ۱۴۰۱ روزانه حدود ۵۰.۵ میلیون مترمکعب گاز همراه نفت در ایران فلر شده است؛ رقمی که در مقیاس سالانه، حجم بزرگی از گاز قابل عرضه را از چرخه مصرف خارج می‌کند. در همین گزارش، عدم‌النفع اقتصادی ناشی از فلرینگ طی یک دهه حدود ۳۴ میلیارد دلار برآورد شده است.

اهمیت این اعداد زمانی روشن‌تر می‌شود که آنها را در کنار ناترازی گاز کشور در ماه‌های سرد قرار دهیم. در گزارش‌ها و اظهارات رسمی، دامنه ناترازی زمستانی از ده‌ها تا بیش از صد میلیون مترمکعب در روز عنوان شده و در برخی برآوردها، متوسط ناترازی حدود ۱۲۳ میلیون مترمکعب در روز برآورد می‌شود. به این ترتیب، حتی جمع‌آوری بخشی از گاز‌های فلر شده می‌تواند سهم قابل توجهی در کاهش فشار بر شبکه گاز کشور داشته باشد.

اما چرا گاز همراه نفت به‌عنوان «کمک‌فنر» ناترازی مطرح می‌شود؟ پاسخ در ماهیت این گاز نهفته است. گاز همراه نفت همین حالا تولید می‌شود، اما به دلیل نبود یا ضعف زیرساخت‌های جمع‌آوری، انتقال، فشارافزایی و فرآورش، به مصرف داخلی نمی‌رسد. برخلاف توسعه میدان‌های جدید گازی که نیازمند حفاری‌های گسترده و سرمایه‌گذاری‌های چندساله است، افزایش عرضه از مسیر گاز‌های همراه بیشتر به اجرای پروژه‌های مشخصی مانند خطوط لوله کوتاه، ایستگاه‌های تقویت فشار، واحد‌های NGL و پالایشگاه‌های گاز وابسته است. به همین دلیل، هر مترمکعب گازی که از مشعل به شبکه بازمی‌گردد، در عمل معادل تولید جدید است؛ بدون آنکه میدان تازه‌ای توسعه یافته باشد.

در همین چارچوب، طی سال‌های اخیر سیاست مهار فلرینگ از سطح شعار و برنامه‌های پراکنده فاصله گرفته و به سمت پروژه‌های عملیاتی قابل پایش حرکت کرده است. خبرگزاری مهر در گزارشی با عنوان «فلرینگ از آمار به اقدام رسید» اعلام کرده که ظرفیت جمع‌آوری گاز‌های مشعل به ۱۹.۹ میلیون مترمکعب در روز رسیده و این ظرفیت رشدی بیش از ۱۱۴ درصد را تجربه کرده است. این نقطه همان جایی است که اثرگذاری بر تراز گاز قابل مشاهده می‌شود؛ چرا که رساندن حتی ۱۵ تا ۲۰ میلیون مترمکعب گاز در روز به چرخه مصرف می‌تواند در روز‌های اوج تقاضا، نقش پلی میان کمبود‌های فصلی و توان تولید پایدار ایفا کند.

نگاه سیاست‌گذار به گاز‌های همراه نفت نیز صرفاً به تزریق به شبکه محدود نیست. بخش مهمی از این گازها، به‌ویژه برش‌های سنگین‌تر، برای صنعت پتروشیمی و تکمیل زنجیره ارزش اهمیت دارد. همین موضوع اقتصاد پروژه‌های جمع‌آوری فلرینگ را تقویت می‌کند؛ زیرا این پروژه‌ها تنها هزینه‌زا نیستند، بلکه مدل درآمدی مشخصی دارند: بخشی از گاز سبک به شبکه سراسری تزریق می‌شود و بخشی از مایعات گازی و برش‌های ارزشمند به‌عنوان خوراک پتروشیمی مورد استفاده قرار می‌گیرد. این ویژگی می‌تواند سرمایه‌گذاری در این حوزه را توجیه‌پذیرتر کرده و زمینه ورود بخش خصوصی و سرمایه‌گذاران بزرگ را فراهم کند.

«فلرینگ»؛ از شاخص منفی مزمن تا فرصت فوری برای تراز انرژی

اگر گاز طبیعی ستون اصلی سبد انرژی ایران است، فلرینگ را می‌توان شکافی در این ستون دانست. آمار‌های بین‌المللی نیز نشان می‌دهد مشعل‌سوزی پدیده‌ای جهانی است و بانک جهانی هر ساله با استفاده از داده‌های ماهواره‌ای، حجم فلرینگ کشور‌ها را رصد می‌کند. با این حال، در ایران به دلیل هم‌زمانی فلرینگ با ناترازی زمستانی و وابستگی شدید نیروگاه‌ها و صنایع به گاز، حساسیت موضوع دوچندان است.

۵۰.۵ میلیون مترمکعب فلرینگ روزانه در سال ۱۴۰۱ صرفاً یک عدد آماری نیست، بلکه معادل یک ظرفیت تولید قابل توجه است. در برخی تحلیل‌ها، برای ملموس شدن این حجم از قیاس با فاز‌های پارس جنوبی استفاده می‌شود. در گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس آمده است که جمع‌آوری کامل این گاز‌ها می‌تواند حجمی معادل تولید دو فاز پارس جنوبی به عرضه کشور اضافه کند و حتی حدود ۲۰ درصد از ناترازی گاز در زمستان را کاهش دهد. این گزاره به‌روشنی نشان می‌دهد که جمع‌آوری فلرینگ صرفاً یک اقدام زیست‌محیطی نیست، بلکه ابزاری مؤثر در سیاست انرژی کشور محسوب می‌شود.

از منظر تراز گاز، حتی اگر جمع‌آوری کامل فلر‌ها در کوتاه‌مدت ممکن نباشد، جمع‌آوری بخشی از آنها می‌تواند نیاز نیروگاه‌ها به سوخت مایع را کاهش دهد و فشار قطع یا محدودیت گاز صنایع را کم کند. هر مترمکعب گازی که به شبکه بازمی‌گردد، می‌تواند جایگزین بخشی از گازوئیل یا مازوت شود؛ با آثار مستقیم بر هزینه تولید برق، کاهش آلودگی هوا و بهبود کارایی نیروگاه‌ها.

نکته مهم دیگر، عامل زمان است. توسعه میدان‌های جدید گازی یا اجرای پروژه‌های بزرگ فشارافزایی معمولاً سال‌ها زمان می‌برد، اما پروژه‌های جمع‌آوری گاز‌های همراه، در صورت طراحی صحیح، می‌توانند در بازه زمانی کوتاه‌تری به نتیجه برسند. این ویژگی باعث شده است که در شرایط بحران‌محور زمستانی، گاز‌های همراه نفت به‌عنوان گزینه‌ای سریع‌الوصول در کانون توجه قرار گیرند.

پروژه‌ها روی زمین؛ از NGL۳۱۰۰ تا میادین بزرگ جنوب

مهار فلرینگ در عمل به معنای خاموش کردن ساده شعله‌ها نیست، بلکه نیازمند ایجاد شبکه‌ای از خطوط لوله، ایستگاه‌های تقویت فشار و واحد‌های فرآورشی است. در این مسیر، چند پروژه به‌عنوان ستون‌های اصلی شناخته می‌شوند. یکی از نمونه‌های شاخص، طرح NGL ۳۱۰۰ دهلران است که با ظرفیت نهایی ۲۴۰ میلیون فوت‌مکعب در روز برای جمع‌آوری گاز‌های همراه طراحی شده و در فاز نخست با جمع‌آوری ۸۰ میلیون فوت‌مکعب در روز آغاز به کار کرده است. بر اساس گزارش‌ها، بیش از ۱۵۰ میلیون فوت‌مکعب گاز سبک حاصل از این طرح می‌تواند پس از فرآورش به شبکه سراسری تزریق شود و برش‌های سنگین‌تر نیز به زنجیره پایین‌دست منتقل شود.

تمرکز بر میادین بزرگ نفتی، به‌ویژه در مناطق نفت‌خیز جنوب، نیز نتایج سریع‌تری به همراه داشته است. این تجربه نشان می‌دهد سیاست «نقطه‌زنی» در میادین پرحجم، در کوتاه‌مدت اثربخش‌تر از پراکندن سرمایه در ده‌ها نقطه کوچک است. در عین حال، هم‌افزایی پروژه‌های جمع‌آوری فلرینگ با برنامه‌های توسعه‌ای کشور باعث شده است این طرح‌ها هم‌زمان چند هدف را محقق کنند: کاهش فلرینگ، تأمین خوراک پتروشیمی، تولید فرآورده‌های باارزش و تزریق گاز به شبکه.

با این حال، اثرگذاری این پروژه‌ها بر ناترازی گاز تنها به حجم جمع‌آوری وابسته نیست، بلکه زمان تزریق نیز اهمیت دارد. از آنجا که ناترازی گاز ماهیت فصلی دارد، پروژه‌هایی که بتوانند در ماه‌های سرد گاز پایدارتر و بیشتری به شبکه برسانند، ارزش مضاعفی خواهند داشت. به همین دلیل، برخی کارشناسان تأکید می‌کنند که اولویت باید با طرح‌هایی باشد که امکان تزریق مستقیم و پایدار به شبکه سراسری را فراهم می‌کنند.

گاز‌های همراه؛ چه سهمی در کاهش ناترازی دارند؟

اگر فلرینگ روزانه ۵۰.۵ میلیون مترمکعبی را در کنار ناترازی متوسط ۱۲۳ میلیون مترمکعب در روز قرار دهیم، به‌طور نظری این گاز‌ها می‌توانند تا حدود ۴۰ درصد از ناترازی را پوشش دهند. البته این نسبت حداکثری و نظری است؛ چرا که همه فلرینگ قابل جمع‌آوری نیست، بخشی از گاز همراه به خوراک پتروشیمی اختصاص می‌یابد و تزریق به شبکه نیز نیازمند شرایط فنی و کیفی خاص است. با این حال، همین برآورد نشان می‌دهد فلرینگ منبعی کوچک و حاشیه‌ای نیست و افزودن حتی ۲۰ میلیون مترمکعب گاز در روز به شبکه می‌تواند در روز‌های اوج مصرف اثر ملموسی داشته باشد.

در کنار این اثرات، ارزش اقتصادی گاز‌های همراه نیز قابل توجه است. عدم‌النفع ۳۴ میلیارد دلاری طی یک دهه نشان می‌دهد فلرینگ به‌معنای از دست رفتن یک دارایی واقعی است، نه صرفاً ایجاد آلودگی. از سوی دیگر، همین عدد می‌تواند مبنایی برای طراحی مدل‌های تأمین مالی پروژه‌ها باشد؛ پروژه‌هایی که از محل جلوگیری از هدررفت و فروش محصولات، بازگشت سرمایه دارند و در عین حال هزینه‌های اجتماعی ناترازی را کاهش می‌دهند.

در مجموع، گاز‌های همراه نفت در سال‌های اخیر از یک هدررفت مزمن به یک فرصت سیاستی تبدیل شده‌اند. آمار‌ها نشان می‌دهد اگر روند فعلی جمع‌آوری و سرمایه‌گذاری تداوم یابد و هم‌زمان برای فلر‌های پراکنده مدل‌های اقتصادی و قراردادی جدید تعریف شود، این ظرفیت می‌تواند به یکی از ابزار‌های مهم مدیریت ناترازی گاز در ایران تبدیل شود؛ ابزاری که نه جایگزین توسعه میدان‌های بزرگ، بلکه مکملی سریع و مؤثر برای عبور از زمستان‌های پرچالش پیش‌رو خواهد بود.

منبع: خبرگزاری مهر

مطالب مرتبط
عناوین برگزیده