به گزارش انرژی و نیرو، صرفهجویی در انرژی در نگاه نخست ممکن است برای بسیاری از خانوادهها به معنای محدود کردن مصرف و کاهش رفاه به نظر برسد، اما بررسی اقتصادی نشان میدهد که این برداشت فقط بخشی از واقعیت است و در بسیاری از موارد کاهش مصرف انرژی نه یک هزینه اضافی بلکه نوعی سرمایه گذاری بلندمدت است که میتواند هم فشار مالی خانوار را کمتر کند و هم منابع ملی را آزاد سازد. در اقتصادی که قیمت انرژی از یک سو بر هزینه زندگی و از سوی دیگر بر هزینه تولید اثر میگذارد هر اقدامی که مصرف را بدون کاهش کیفیت زندگی پایین بیاورد در عمل به معنای افزایش بهرهوری است. از همین رو صرفه جویی زمانی ارزشمند است که از مسیر اتلاف زدایی و بهینه سازی انجام شود نه از طریق محرومیت و کاهش سطح رفاه.
نخستین نکته در تحلیل اقتصادی انرژی این است که مردم انرژی را برای خود انرژی مصرف نمیکنند بلکه برای خدماتی مصرف میکنند که انرژی فراهم میکند. روشنایی گرمایش سرمایش شست و شو پخت و پز و حمل و نقل همگی خدمت هستند نه هدف نهایی؛ بنابراین اگر بتوان همان خدمت را با انرژی کمتر ارائه کرد رفاه کاهش نمییابد بلکه کارایی افزایش پیدا میکند. برای نمونه تعویض لامپهای قدیمی با لامپ الای دی تنها یک تغییر ساده در مصرف برق نیست بلکه نمونهای از تبدیل یک هزینه جاری به یک سرمایه گذاری کم بازده به نظر نمیرسد، اما در عمل طی چند ماه یا چند سال خود را جبران میکند. همین منطق درباره خرید وسایل کم مصرف عایق کاری ساختمان تنظیم دمای مناسب وسایل سرمایشی و گرمایشی و سرویس منظم تجهیزات صدق میکند. در همه این موارد خانوار ممکن است در ابتدا مبلغی بپردازد، اما در ادامه قبضهای پایینتر و عمر بیشتر تجهیزات باعث میشود هزینه کل کاهش یابد.
از منظر اقتصادی باید میان قیمت خرید و هزینه چرخه عمر تفاوت گذاشت. بسیاری از تصمیمهای روزمره فقط بر پایه قیمت اولیه گرفته میشوند در حالی که هزینه واقعی یک کالا یا خدمت در طول زمان مشخص میشود. وسیلهای که ارزانتر خریداری میشود ممکن است در طول عمر خود برق یا گاز بیشتری مصرف کند و در نهایت گرانتر تمام شود. به همین دلیل در اقتصاد انرژی معیار درست فقط قیمت لحظه خرید نیست بلکه مجموع هزینه خرید مصرف نگهداری و حتی هزینه فرصت پول خرج شده است. هرچه خانوادهها این نگاه بلندمدت را بیشتر به کار بگیرند تصمیم هایشان اقتصادیتر خواهد شد و فشار بودجه خانوار نیز کمتر میشود. در واقع صرفه جویی موفق یعنی همان آسایش با ورودی انرژی کمتر.
خانوارها معمولاً با قبضهایی روبه رو هستند که سهم آنها از درآمد بسته به سطح رفاه و نوع مصرف میتواند قابل توجه باشد. در چنین شرایطی هر کاهش واقعی در مصرف برق گاز یا سوخت به معنای حفظ بخشی از درآمد برای سایر نیازهاست. این موضوع به ویژه برای دهکهای پایین درآمدی اهمیت بیشتری دارد، زیرا سهم هزینه انرژی از بودجه آنان معمولاً بالاتر است. اگر یک خانواده بتواند با انتخاب تجهیزات کارآمد درزگیری پنجرهها استفاده درست از وسایل برقی و تنظیم منطقی دما هزینه انرژی را پایین بیاورد در حقیقت بخشی از درآمد خود را از مخارج غیرضروری آزاد کرده است. این آزادسازی منابع ماهیت سرمایه گذاری دارد، زیرا پولی که امروز برای بهینه سازی خرج میشود در آینده به صورت قبضهای کمتر بازمی گردد.
از سوی دیگر صرفه جویی انرژی نوعی محافظت در برابر نااطمینانیهای آینده است. قیمت انرژی ممکن است افزایش یابد تعرفهها تغییر کنند یا هزینه تعمیر و تعویض تجهیزات بالا برود. خانوادهای که مصرف خود را بهینه کرده است در برابر این شوکها آسیب پذیری کمتری دارد. این یعنی صرفه جویی فقط کاهش یک عدد در قبض نیست بلکه کاهش ریسک مالی نیز هست. همچنین برخی اقدامهای صرفه جویی بر ارزش دارایی خانوار اثر میگذارند. خانهای که عایق بهتر پنجره مناسب سیستم گرمایشی کارآمد و وسایل کم مصرف دارد از نظر اقتصادی ارزشمندتر است و هزینه نگهداری کمتری نیز تحمیل میکند؛ بنابراین بهینهسازی مصرف انرژی را میتوان بخشی از مدیریت دارایی خانوار دانست نه صرفاً یک توصیه اخلاقی برای کم مصرف بودن.
در سطح کلان اقتصاد انرژی یکی از حوزههایی است که اتلاف در آن میتواند هزینههای بسیار سنگینی ایجاد کند. تولید و انتقال انرژی مستلزم سرمایهگذاری عظیم در نیروگاه شبکه توزیع خطوط انتقال پالایشگاهها و زیرساختهای پشتیبان است. هرچه مصرف بی رویه بیشتر باشد کشور ناچار است منابع بیشتری برای جبران این مصرف هزینه کند. اما اگر تقاضا از راه بهره وری و اصلاح الگو کنترل شود نیاز به سرمایه گذاریهای سنگین در سمت عرضه کاهش مییابد. در این معنا انرژی صرفه جویی شده شبیه یک منبع جدید است، زیرا همان خدمات اقتصادی را با فشار کمتر بر زیرساختها فراهم میکند.
این موضوع برای اقتصاد ملی اهمیت دوچندان دارد، چون منابع مالی محدودند و هر تومان که صرف جبران اتلاف شود میتواند از سرمایه گذاری در آموزش سلامت حمل و نقل یا صنعت باز بماند. وقتی کشوری بتواند با اصلاح الگوی مصرف از ساخت ظرفیتهای پرهزینه جدید جلوگیری کند در واقع فرصت بیشتری برای تخصیص منابع به فعالیتهای مولدتر پیدا میکند. از این منظر صرفه جویی در انرژی فقط کاهش مصرف نیست بلکه افزایش کارایی در تخصیص منابع عمومی است. به علاوه کاهش مصرف به کاهش فشار بر سوختهای فسیلی و زیرساختهای فرسوده نیز کمک میکند و تاب آوری سیستم انرژی را بالا میبرد. هرچه مصرف منطقیتر باشد احتمال بروز بحرانهای فصلی کمبود و هزینههای اضطراری نیز کاهش مییابد.
اقتصاد کشور همچنین از محل کاهش هزینه تولید منتفع میشود. بنگاههایی که انرژی را بهینه مصرف میکنند میتوانند قیمت تمام شده کالا و خدمات را پایین بیاورند و در رقابت پذیری بهتر عمل کنند. این موضوع به ویژه در صنایعی که انرژی سهم بزرگی از هزینه تولید دارد اهمیت دارد. کاهش شدت انرژی یعنی تولید یک واحد محصول با انرژی کمتر. این شاخص یکی از نشانههای بهره وری اقتصادی است و هرچه پایینتر باشد اقتصاد کارآمدتر به شمار میرود؛ بنابراین صرفهجویی انرژی نه تنها یک رفتار فردی بلکه بخشی از سیاست توسعه است. کشوری که بتواند با اتلاف کمتر همان سطح رفاه را تأمین کند در عمل ثروت بیشتری حفظ کرده است.
با وجود این منافع روشن بسیاری از مردم هنوز صرفه جویی را هزینه اضافی میبینند. علت این نگاه را باید در چند مانع اقتصادی و رفتاری جستوجو کرد. نخست آن که برخی اقدامهای بهره وری نیاز به سرمایه اولیه دارند و خانوادهها در کوتاه مدت با محدودیت نقدینگی روبه رو هستند. دوم آن که منافع این اقدامات معمولاً در آینده ظاهر میشود و انسانها به طور طبیعی تمایل دارند منفعت امروز را بر منفعت فردا ترجیح دهند. سوم آن که اطلاعات کافی درباره بازده اقدامات صرفه جویی در دسترس همه نیست و بسیاری نمیدانند کدام انتخاب واقعاً به صرفه است. چهارم نیز مسئله معروف مالک و مستأجر است که در آن ممکن است کسی که هزینه را میپردازد از منفعت کامل آن بهرهمند نشود. این شکاف انگیزه سرمایه گذاری را کاهش میدهد.
برای تبدیل صرفه جویی به سرمایه گذاری واقعی باید چند شرط فراهم شود. نخست آموزش و اطلاع رسانی است تا مردم بدانند کدام رفتارها و تجهیزات بیشترین بازده را دارند. دوم ابزارهای مالی مانند وام کم بهره یا تسهیلات خرید تجهیزات کم مصرف است تا مانع هزینه اولیه کاهش یابد. سوم سیاستهای تشویقی و استانداردهای فنی است تا بازار به سمت کالاها و ساختمانهای کارآمدتر حرکت کند. چهارم نیز اصلاح قیمتها به شکلی تدریجی و عادلانه است تا مصرف کننده انگیزه داشته باشد الگوی خود را بهبود دهد. البته این سیاستها زمانی موفق خواهند بود که با اعتماد عمومی و شفافیت همراه شوند. اگر خانوادهها ببینند که نتیجه رفتار درستشان در قبض کمتر و کیفیت بهتر زندگی بازتاب مییابد صرفه جویی از یک توصیه اخلاقی به یک تصمیم عقلانی تبدیل میشود.
در نهایت میتوان گفت صرفهجویی در انرژی زمانی ارزش اقتصادی پیدا میکند که از طریق بهبود فناوری و اصلاح رفتار باشد نه از طریق کاهش رفاه. اگر خانوار بتواند با هزینهای معقول مصرف خود را پایین بیاورد و در عین حال آسایش و کیفیت زندگی را حفظ کند آن اقدام یک سرمایه گذاری سودآور است. همین منطق در سطح ملی نیز صادق است، زیرا هر واحد انرژی که بدون اتلاف مصرف شود به معنای منابع آزاد شده برای توسعه و رفاه بیشتر است؛ بنابراین پاسخ به این پرسش که صرفه جویی در انرژی هزینه اضافی است یا سرمایه گذاری بلندمدت روشن است. در بیشتر موارد صرفه جویی هوشمندانه یک سرمایه گذاری است که سود آن هم در جیب خانوار دیده میشود و هم در تراز اقتصادی کشور.
منبع: خبرگزاری مهر