به گزارش انرژی و نیرو - ایران از ظرفیت قابل توجهی برای توسعه انرژیهای تجدیدپذیر به ویژه انرژی خورشیدی و بادی برخوردار است. بر اساس برآوردهای سازمان انرژیهای تجدیدپذیر و بهرهوری انرژی برق (ساتبا) پتانسیل توسعه نیروگاههای تجدیدپذیر در کشور حدود ۱۲۴ هزار مگاوات برآورد میشود که از این میزان ۷۱ هزار مگاوات مربوط به انرژی خورشیدی و ۴۹ هزار مگاوات مربوط به انرژی بادی است.
این ظرفیت، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر را به یکی از مهمترین گزینههای افزایش امنیت انرژی کاهش ناترازی برق و تنوع بخشی به سبد تولید برق کشور تبدیل کرده است و به همین دلیل نیز توسعه جهشی این نیروگاهها در برنامه هفتم گنجانده شده و در دستور کار دولت چهاردهم قرار گرفته است.
در ماده ۴۲ قانون برنامه هفتم پیشرفت، دستیابی به ظرفیت ۱۲ هزار مگاوات برق تجدیدپذیر تا سال ۱۴۰۷ هدفگذاری شده است؛ در حالیکه تا پایان سال ۱۴۰۳ تنها ۱.۶ هزار مگاوات از این رقم محقق شده بود. با این وجود از ابتدای فعالیت این دولت تاکنون حدود چهار هزار و ۵۰۰ مگاوات ظرفیت جدید به شبکه برق کشور افزوده شده و ظرفیت نیروگاههای تجدیدپذیر از حدود یکهزار و ۲۵۰ مگاوات به پنجهزار و ۸۰۰ مگاوات رسیده است و حتی برنامهریزی شده است این ظرفیت تا پایان شهریورماه به هفت هزار مگاوات و تا پایان سال به ۱۲ هزار مگاوات افزایش یابد.
البته باید توجه داشت که توسعه نیروگاههای خورشیدی و بادی فقط تابع پتانسیل منابع طبیعی نیست. ماهیت متناوب این منابع سبب میشود که افزایش ظرفیت نصب شده بدون توجه به قابلیتهای شبکه برق و میزان انعطاف پذیری آن الزاماً به کاهش متناسب ناترازی منجر نشود و پس از عبور از یک سطح مشخص اثر بخشی توسعه ظرفیت کاهش یابد. از این رو تعیین ظرفیت بهینه توسعه انرژی خورشیدی متناسب با شرایط شبکه برق کشور یکی از الزامات اصلی سیاست گذاری و برنامه ریزی در این حوزه محسوب میشود.
مطالعات صورت گرفته در زمینه توسعه تجدیدپذیرها و نقطه مرزی آن نشان میدهد شبکه سراسری ایران تا مرز نصب ۲۰ گیگاوات ظرفیت خورشیدی، در ایدهآلترین وضعیت پذیرش قرار دارد. در این محدوده که میتوان آن را منطقه طلایی توسعه نامید، زیرا ورود انرژی پاک بدون نیاز به تغییرات ساختاری و هزینهبر در زیرساختهای انتقال و توزیع، بیشترین اثر را در کاهش خاموشیها دارد.
بر این اساس، توسعه انرژی خورشیدی تا این سقف، در صورتی که با مدیریت انعطافپذیر نیروگاههای برقآبی کشور همراه شود، میتواند ساعات خاموشی و ناترازی را از ۱۸۶۴ ساعت در سال به رقم ناچیز ۴۷ ساعت با کاهش حدود ۹۰ درصدی برساند یعنی اینکه سرمایهگذاری روی نیروگاههای خورشیدی تا سقف ۲۰ گیگاوات، اقتصادیترین و اثربخشترین تصمیم برای نجات شبکه در افق کوتاه مدت است.

ایران دارای یکی از بزرگترین شبکههای برق در خاورمیانه است که بخش عمده تولید آن از نیروگاههای گازی و سیکل ترکیبی تأمین میشود. با این حال، سهم انرژیهای تجدیدپذیر شامل خورشیدی و بادی محدود است، بهطوری که در سال ۱۴۰۴ کل تولید برق از منابع تجدیدپذیر (شامل خورشیدی و بادی) به ۳۷۷۷ گیگاواتساعت رسید.
این رقم در مقایسه با کشورهای پیشرفته مانند آلمان (۵۲ درصد)، بریتانیا (۴۸.۷ درصد)، و حتی کشورهای منطقه مانند ترکیه (۲۴.۷ درصد)، بسیار ناچیز است، در حالی که ایران از پتانسیل قابل توجه خورشیدی و بادی برخوردار است.
آژانس بین المللی انرژی با ترسیم ۶ مرحله برای توسعه نیروگاههای تجدیدپذیر، تاکید دارد که نمیتوان به یکباره سبد انرژی برق کشورها را به سمت تجدیدپذیرها سوق داد و باید در مراحل بالاتر از روشهای تلفیقی برای کاهش ناترازی استفاده کرد.
این تقسیم بندی نشان میدهد که کشورها در فاز نخست که سهم منابع تجدیدپذیر از مصرف سالیانه کمتر از ۳ درصد است، میتوانند از ظرفیت ایجاد شده برای تولید بخشی از برق مورد نیاز استفاده کنند، اما با توسعه این نیروگاهها و ورود به مرحله دوم سهم منابع تجدیدپذیر از کل تولید برق بین ۳ تا ۱۰ درصد قرار میگیرد که در این مرحله، شبکه با تنظیمات فعلی، عملیات و زمانبندی نیروگاهها، میتواند منابع تجدیدپذیر را مدیریت کند، بدون اینکه تغییرات ساختاری اساسی لازم باشد.
بر این اساس میتوان گفت که ایران در حال حاظر ظرفیت ۲۱.۴ هزار مگاوات امکان توسعه انواع نیروگاههای تجدیدپذیر (خورشیدی، بادی) بدون تغییرات ساختاری اساسی را دارد و برای احداث مازاد بر آن باید برخی ملاحظات و اصلاحات را در شبکه برق و نحوه مدیریت و بهرهبرداری آغاز کند، اما با عبور از ظرفیت ۲۱.۴ گیگاوات و سهم ۱۰ درصد از تولید برق، مرحله سوم آغاز میشود که در این مرحله نیازمند پیشبینی دقیقتر تقاضا، برنامهریزی دقیق تولید، افزایش انعطافپذیری نیروگاههای متعارف و بهرهگیری از ذخایر رزرو برای حفظ پایداری و قابلیت اطمینان سیستم احساس میشود.
در مرحله آغاز فاز چهارم، نفوذ انرژیهای تجدیدپذیر در شبکه برق زمانی محقق میشود که تولید منابع تجدیدپذیر بتواند در یک بازه زمانی بسیار کوتاه (در حد یک ساعت) کل تقاضای شبکه را پوشش دهد. همچنین، ورود به فاز پنجم هنگامی رخ میدهد که این پوشش کامل تقاضا به بازههای زمانی چندروزه گسترش یابد.
گزارشی که مرکز پژوهشهای مجلس در این خصوص تهیه کرده نشان میدهد که دوران تمرکز صرف بر نصب مگاواتها به پایان رسیده است و باید در کنار توسعه ظرفیت نیروگاههای تجدیدپذیر، باید از زیرساخت هایی، چون ذخیره سازهای انرژی و تلفیق نیاز شبکه با برق حاصل از سوختهای فسیلی نیز برای تقویت و بهره وری آن بهره گرفت.
با توجه به روند جهانی گذار به انرژیهای پاک و اهمیت کاهش وابســتگی به منابع سوخت فسیلی، انرژیهای تجدیدپذیر نقش حیاتی در آینده شبکه برق دارند؛ از این رو اهمیت تنوع بخشی به سبد تولید برق در ایران نیز به رغم لزوم توجه به امنیت انرژی و حرکت به سوی انرژیهای پاک، به دلیل چالش در تأمین پایدار سوخت نیروگاهی دوچندان شده است. از این رو توجه به افزایش ظرفیت نیروگاههای تجدیدپذیر همچون انرژی خورشیدی در سالهای اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفته است. اما باید توجه داشت افزایش ظرفیت نیروگاههای تجدیدپذیر خورشیدی و بادی به دلیل ماهیت و وابســتگی به شرایط جوی، چالشهایی را برای پایداری شبکه و بهره برداری از آن به وجود میآورد، لذا هرگونه توسعه ظرفیت باید متناسب با ساختار و شرایط اقلیمی هر کشور تعیین شود.
براساس محاسبات انجام شده در این گزارش و تعیین فازهای مختلف با توجه به شرایط شبکه برق کشور، ایران در حال حاضر در فاز نخست قرار دارد. با وضعیف فعلی شبکه برق کشور، تا ۲۱.۴ هزار مگاوات بدون هیچ گونه تغییر خاص در شبکه برق و تا ۳۴ هزار مگاوات صرفاً با بهبود پیش بینی تولید، افزایش انعطاف پذیری نیروگاههای متعارف، اعمال تغییرات جزئی در رویههای عملیاتی و استفاده مؤثر از رزرو چرخان امکان پذیر است.
شاخص ظرفیت اعتباری که سهم ظرفیت قابل اتکا از انرژیهای تجدیدپذیر (خورشیدی و بادی) در کاهش تقاضای شبکه برق در اوج را نشان داده و مشخص میکند توسعه نیروگاههای خورشیدی تا چه میزان موجب میشود که افزایش بیشتر ظرفیت خورشیدی، اثر محسوس بر کاهش میزان ناترازی داشته باشد، بیانگر آن است که افزایش ظرفیت نیروگاههای خورشیدی تا حدود ۲۰ هزار مگاوات، حدود ۱۶ درصد ظرفیت قابل اتکا از کل ظرفیت خورشیدی را داراست و پس از آن، هرگونه افزایش ظرفیت خورشیدی، نمیتواند متناسب با ظرفیت اضافه شده، منجر به کاهش متوسط ناترازی برق در ساعات اوج مصرف شود.
براساس شاخص تعریف اثرگذاری توسعه نیروگاههای تجدیدپذیر بر انرژی تأمین نشده و ساعات ناترازی، محاسبات گزارش نشان میدهد با توسعه ۲۰ گیگاوات نیروگاه خورشیدی، حدود ۷۵ درصد از انرژی تأمین نشده و حدود ۶۱ درصد از ساعات ناترازی از محل این نوع نیروگاهها جبران میشود.
با افزایش بیشتر نیروگاههای خورشیدی، اگرچه اثرگذاری مثبت بر شبکه دارد، اما جبران انرژی تأمین نشده و کاهش ساعات ناترازی به تدریج کُند و متوقف میشود و به عبارتی افزایش بیشتر ظرفیت خورشیدی بدون به کارگیری ابزارهای مکمل مانند ذخیره سازی انرژی، مدیریت تولید نیروگاههای آبی یا مبادالت بین المللی، اثر چندانی بر کاهش خاموشی و رفع ناترازی نخواهد داشت.
البته اگر بخشی از افزایش ظرفیت خورشیدی در روز به جای برقآبی مورد استفاده قرار گیرد و رفیت متناظر برقآبی در زمان ناترازی در ساعات شب استفاده شود، در ظرفیت ۲۰ گیگاوات نیروگاه خورشیدی، خاموشی به ۴۷ ساعت میرسد، در صورتی که بدون استفاده ترکیبی از نیروگاه برقآبی، با همین میزان ظرفیت خورشیدی، خاموشی ۴۲۲ ساعت خواهد بود که کاهش ۹۰ درصدی خاموشی در اثر اعمال این سیاست را نشان میدهد.
بر این اساس میتوان گفت توسعه ظرفیت نیروگاههای خورشیدی تا ۲۰ گیگاوات و در کنار برقآبی، میتواند تقریبا منجر به رفع کامل ساعات ناترازی از ۱۰۸۶ به ۴۷ ساعت شود.
در مجموع، میتوان نتیجه گرفت از هر سه منظر ظرفیت اعتباری، کاهش انرژی تأمین نشده در ساعات ناترازی و کاهش ساعات خاموشی برای شبکه و ترکیب آن با برقآبی، میزان توسعه نیروگاههای خورشیدی تا حدود ۲۰ گیگاوات مفید بوده، و فراتر از این مقدار، نمیتواند بر جنبههای مختلف میزان و ساعات کسری برق اثرگذار باشد.
همچنین براساس فازبندی شش گانه آژانس بین المللی انرژی، توسعه خورشیدی تا حدود ۲۰ گیگاوات چالش جدی یا نیاز به اصالحات اساسی در شبکه ایجاد نمیکند و با ساختار فعلی قابل اجراست بنابراین به نظر میرسد باید بین ۲۰ تا ۲۵ هزار مگاوات افزایش ظرفیت نیروگاههای تجدیدپذیر خورشیدی در کشور افزایش یابد و به منظور افزایش اثرگذاری آن بر ساعات و میزان ناترازی، در کنار آن بهره برداری بهینه و انعطاف پذیر از نیروگاههای آبی برای کاهش نوسانات تولید خورشیدی مد نظر قرار گیرد.
منبع: خبرگزاری ایرنا