تاریخ: ۲۳ مرداد ۱۴۰۵ ، ساعت ۲۰:۵۸
بازدید: ۱۸
کد خبر: ۱۱۱۰۸
سرویس خبر : برق

سواد مصرف و انرژی؛ ضرورتی برای تاب‌آوری ملی

سواد مصرف و انرژی؛ ضرورتی برای تاب‌آوری ملی
انرژی و نیرو - در شرایطی که کشور ما با فشار‌های اقتصادی و ژئوپلیتیکی و محدودیت‌های فزاینده در حوزه انرژی روبه‌روست، بهره‌وری دیگر یک توصیه اخلاقی یا زیست‌محیطی نیست؛ بلکه به یک ضرورت اقتصادی بدل شده است.

به گزارش انرژی و نیرو، «مجید رضایی» کارشناس اقتصاد انرژی در یادداشتی تحت عنوان «سواد مصرف و انرژی؛ ضرورتی برای تاب‌آوری ملی» نوشت: در جهان امروز، مفهوم «قدرت» دیگر صرفاً در میزان برخورداری از منابع خلاصه نمی‌شود؛ بلکه توانایی مدیریت منابع، افزایش بهره‌وری و مصرف هوشمندانه، بخش مهمی از قدرت واقعی کشور‌ها را شکل می‌دهد. در شرایطی که کشور ما با فشار‌های اقتصادی و ژئوپلیتیکی و محدودیت‌های فزاینده در حوزه انرژی روبه‌روست، بهره‌وری دیگر یک توصیه اخلاقی یا صرفاً زیست‌محیطی نیست؛ بلکه به یک ضرورت اقتصادی، اجتماعی و حتی امنیتی تبدیل شده است.

در این میان، دو مفهوم «سواد مصرف» و «سواد انرژی» می‌توانند نقشی تعیین‌کننده در افزایش تاب‌آوری جامعه ایفا کنند؛ مفاهیمی که برخلاف تصور رایج، به معنای کم‌مصرف‌کردن از سر محرومیت نیستند، بلکه به معنای درست مصرف‌کردن، تشخیص نیاز از خواسته و استفاده حداکثری از منابع موجود است.

از «بیشتر داشتن» تا «بهتر مصرف کردن»

سواد مصرف را می‌توان توانایی شناخت و مدیریت رابطه میان نیاز، کالا و پیامد‌های مصرف تعریف کرد. نخستین گام در این مسیر، تفکیک «نیاز» از «خواسته» است. انسان برای برخورداری از کیفیت زندگی مناسب به مجموعه‌ای از کالا‌ها و خدمات نیاز دارد؛ اما بخش قابل‌توجهی از خرید‌ها و مصرف‌های روزمره، حاصل تبلیغات، عادت‌های اجتماعی یا هیجانات لحظه‌ای است.

مصرف‌کننده باسواد پیش از خرید از خود می‌پرسد: آیا واقعاً به این کالا نیاز دارم؟ آیا کالای مشابهی در اختیار من هست؟ عمر مفید آن چقدر است و پس از پایان استفاده چه اثری بر محیط‌ زیست خواهد داشت؟

این نگاه، ما را از فرهنگ «بیشتر داشتن» به سمت فرهنگ «بهتر داشتن» سوق می‌دهد؛ فرهنگی که در آن افزایش مصرف لزوماً مترادف با افزایش رفاه نیست.

از سوی دیگر، توجه به چرخه حیات کالا اهمیت زیادی دارد. هر محصول پیش از آنکه به دست مصرف‌کننده برسد، آب، انرژی، مواد اولیه و نیروی انسانی مصرف کرده و پس از پایان عمر خود نیز می‌تواند به زباله یا منبع آلودگی تبدیل شود. بنابراین، خرید هوشمندانه، تعمیر کالا‌های قابل‌استفاده و افزایش عمر محصولات، صرفاً تصمیم‌هایی شخصی نیستند؛ بلکه بخشی از مسئولیت اجتماعی شهروندان در قبال منابع کشورند.

سواد انرژی؛ فراتر از پرداخت قبض

سواد انرژی نیز تنها به دانستن میزان مبلغ قبض برق یا گاز محدود نمی‌شود. فرد برخوردار از سواد انرژی باید بداند انرژی چگونه تولید و توزیع می‌شود، کدام وسایل بیشترین مصرف را دارند و چگونه می‌توان بدون کاهش جدی کیفیت زندگی، مصرف را مدیریت کرد.

این سواد سه سطح دارد: آگاهی، رفتار و نگاه سیستمی.

در سطح نخست، فرد باید مصرف انرژی وسایل و تجهیزات پیرامون خود را بشناسد. در سطح دوم، این آگاهی باید به رفتار تبدیل شود؛ از تنظیم مناسب دمای خانه و خاموش‌کردن تجهیزات غیرضروری گرفته تا استفاده صحیح از وسایل سرمایشی و گرمایشی. در سطح سوم، شهروند باید بداند رفتار او بخشی از یک شبکه بزرگ‌تر است. مصرف بی‌رویه در ساعات اوج، تنها یک عدد در قبض برق نیست؛ می‌تواند فشار مضاعفی بر شبکه وارد کند و منابعی را که برای خدمات حیاتی و فعالیت‌های اقتصادی مورد نیاز است، تحت تأثیر قرار دهد.

بنابراین، شهروند امروز نباید صرفاً «پرداخت‌کننده قبض» باشد؛ بلکه باید خود را مدیر بخشی از مصرف انرژی بداند.

بنزین؛ آزمونی برای سواد مصرف

در میان حامل‌های انرژی، بنزین جایگاه ویژه‌ای دارد. قیمت‌گذاری یارانه‌ای و عادت‌های شکل‌گرفته طی سال‌های طولانی، گاهی باعث شده هزینه واقعی مصرف سوخت از نگاه شهروندان پنهان بماند.

اما هر لیتر بنزین فقط مبلغی نیست که در جایگاه پرداخت می‌شود. تولید، انتقال و مصرف آن با منابع اقتصادی، ظرفیت پالایش، زیرساخت حمل‌ونقل و پیامد‌های زیست‌محیطی گره خورده است.

از این منظر، استفاده از خودرو برای مسیر‌های بسیار کوتاه، روشن‌گذاشتن خودرو در زمان‌های غیرضروری یا انتخاب خودروی شخصی در مسیر‌هایی که امکان استفاده از حمل‌ونقل عمومی یا شیوه‌های جایگزین وجود دارد، فقط یک انتخاب فردی نیست؛ مجموعه این رفتار‌ها در مقیاس ملی معنا پیدا می‌کند.

سواد بنزین یعنی اینکه خودرو را بیش از آنکه یک عادت روزمره بدانیم، یک ابزار جابه‌جایی تلقی کنیم؛ ابزاری که باید در زمان و مکان مناسب و با بیشترین بهره‌وری مورد استفاده قرار گیرد.

مصرف هوشمند؛ بخشی از تاب‌آوری ملی

در شرایط بحران، منابع می‌توانند به یکی از مؤلفه‌های اصلی قدرت و امنیت کشور تبدیل شوند. هرچه جامعه بتواند با منابع محدود، خدمات و رفاه بیشتری تولید کند، در برابر شوک‌های اقتصادی و زیرساختی مقاوم‌تر خواهد بود.

از این منظر، صرفه‌جویی را نباید با «محرومیت» یکی دانست. صرفه‌جویی هوشمندانه یعنی حذف اتلاف، نه حذف رفاه.

کاهش مصرف برق در ساعات اوج، کاهش سفر‌های غیرضروری، افزایش عمر کالاها، تعمیر به جای تعویض، استفاده درست از وسایل سرمایشی و گرمایشی و انتخاب شیوه‌های ح

Moradi Irib Riasat: حمل‌ونقل کارآمد، در ظاهر اقداماتی کوچک‌اند؛ اما وقتی میلیون‌ها نفر هم‌زمان آنها را انجام دهند، به یک ظرفیت بزرگ ملی تبدیل می‌شوند.

تاب‌آوری ملی تنها در نیروگاه‌ها، پالایشگاه‌ها، شبکه‌های انتقال و زیرساخت‌های بزرگ ساخته نمی‌شود؛ بخشی از آن در خانه‌ها، مدارس، ادارات، کارخانه‌ها و رفتار روزمره شهروندان شکل می‌گیرد.

چند عادت ساده، یک تغییر بزرگ

برای ارتقای سواد مصرف و انرژی، الزاماً به برنامه‌های پیچیده نیاز نداریم. گاهی چند تغییر ساده در رفتار روزمره می‌تواند آغاز یک تحول باشد.

پیش از خرید کالا‌های غیرضروری، می‌توان یک «وقفه ۴۸ ساعته» ایجاد کرد تا تصمیم از هیجان فاصله بگیرد و بر مبنای نیاز واقعی گرفته شود. تعمیر کالا‌های قابل‌استفاده به جای تعویض فوری، انتخاب محصولات بادوام و خرید کالا‌های محلی و فصلی نیز می‌تواند بخشی از همین فرهنگ باشد.

در حوزه انرژی، خاموش‌کردن کامل تجهیزات غیرضروری، مدیریت هوشمند دمای خانه، استفاده صحیح از وسایل سرمایشی و گرمایشی و توجه به ساعات اوج مصرف، از جمله اقداماتی هستند که هزینه چندانی ندارند، اما در مقیاس جمعی اثرگذارند.

در حوزه حمل‌ونقل نیز ترکیب سفرها، کاهش سفر‌های غیرضروری و استفاده بیشتر از حمل‌ونقل عمومی در مسیر‌های مناسب، نمونه‌هایی از مصرف هوشمندانه سوخت هستند.

ضرورت یک تغییر فرهنگی

مهم‌تر از همه این است که مساله مصرف را نباید صرفاً با زبان هشدار، جریمه یا توصیه اخلاقی دنبال کرد. جامعه زمانی الگوی مصرف خود را تغییر می‌دهد که میان رفتار روزمره و منافع ملموس خود ارتباط برقرار کند.

سواد مصرف و سواد انرژی باید از مفاهیمی صرفاً آموزشی به بخشی از فرهنگ عمومی تبدیل شوند؛ از نظام آموزشی و رسانه‌ها گرفته تا سیاست‌گذاری اقتصادی، طراحی شهری و مدیریت سازمان‌ها.

اگر قرار است کشور در برابر بحران‌های آینده مقاوم‌تر باشد، باید از نگاه «منابع نامحدود» فاصله بگیریم و به سمت «مدیریت هوشمند منابع محدود» حرکت کنیم.

در نهایت، مساله فقط این نیست که چه میزان انرژی یا کالا مصرف می‌کنیم؛ مساله مهم‌تر این است که چه میزان از آنچه مصرف می‌کنیم، واقعاً به رفاه و کیفیت زندگی تبدیل می‌شود و چه میزان صرف اتلاف می‌شود.

جامعه قدرتمند، جامعه‌ای نیست که الزاماً بیشتر مصرف کند؛ جامعه‌ای است که بتواند با منابع موجود، زندگی بهتر، اقتصاد کارآمدتر و آینده‌ای پایدارتر بسازد. از این منظر، سواد مصرف و سواد انرژی نه توصیه‌هایی حاشیه‌ای، بلکه بخشی از زیرساخت نرم قدرت و تاب‌آوری ملی‌اند.

منبع: خبرگزاری مهر

عناوین برگزیده