به گزارش انرژی و نیرو، بازار نفت در روزهای اخیر بیش از آنکه بر اساس یک روند مشخص حرکت کند، به اخبار سیاسی واکنش نشان داده است. نفت برنت در معاملات دوشنبه ابتدا بیش از ۱۰۷ دلار معامله شد، سپس با انتشار سیگنالهایی درباره احتمال ازسرگیری مذاکرات ایران و آمریکا عقب نشست و در نهایت حوالی ۱۰۵ دلار قرار گرفت. در معاملات سهشنبه نیز قیمت تا حدود ۱۰۴ دلار پایین آمد. این نوسانها نشان میدهد بازار نفت به شدت خبرمحور شده است، اما نکته مهمتر این است که اخبار سیاسی مثبت هنوز نتوانستهاند انتظارات بازار درباره بازگشت پایدار عرضه را تغییر دهند.
حتی با وجود گزارشهایی ساختگی درباره آمادگی واشنگتن برای بررسی کاهش تحریمها در برابر امتیازات هستهای و بعضاً ارسال سیگنالهای مذاکراتی از سوی برخی مسوولان دولتی در ایران، قیمت نفت همچنان بالای ۱۰۰ دلار مانده است. ازایندست اخبار که مشخص است با هدف خبردرمانی و مدیریت بازار نفت و مدیریت انتظارات از سوی آمریکاییها انجام میشود، در روز گذشته نیز منتشر شد. طی روز گذشته معاون ترامپ مدعی شد امکان دستیابی به توافق با ایران وجود دارد، اما این امر مستلزم تعهد این کشور به رفتار خوب و عمل به وعدههایش است.
وی حتی از فرصت دوماهه برای سازش با ایران نیز سخن گفت. با این حال اینکه بازار نفت این پالسهای مثبت را باور نمیکند، به نظر میرسد دلیل آن اولاً عهدشکنی آمریکا در مذاکرات با ایران و نبود افق چشمانداز مثبت از مذاکرات دو کشور است. در سوی دیگر، متغیرهای فیزیکی بازار نفت نیز اجازه کاهش قیمت را نمیدهد. صادرات نفت خلیج فارس در سپتامبر گرچه بهبود یافته، اما هنوز محدودیتهای حملونقل، هزینه بالای کشتیرانی و اختلال در مسیر تنگه هرمز پابرجاست و دادههای مؤسسات رصد کشتیها نیز اعداد ادعا شده از سوی دولت ترامپ را رد میکند؛ بنابراین، بازار فعلاً میان دو نیروی متضاد گرفتار است.
از سویی اخبار مذاکراتی که قیمت را پایین میکشند و در سویی دیگر، واقعیت محدودیت عرضه که مانع سقوط آن میشود؛ بنابراین، تا زمانی که یک توافق قابلاجرا و بازگشت ملموس جریان نفت از منطقه مشاهده نشود، کاهش نفت برنت به زیر ۱۰۰ دلار کمی دشوار به نظر میرسد.
درباره حجم واقعی نفت عبوری از تنگه هرمز در هفتههای اخیر اختلاف معناداری میان ارقام اعلامی آمریکا و دادههای شرکتهای رصد کشتی وجود دارد. به نظر میرسد آمریکاییها با خبردرمانی تصمیم گرفتهاند قیمت نفت را تا انتخابات کنگره پایین نگه دارند. برای نمونه، کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا در ۲۷ سپتامبر اعلام کرد جریان نفت از هرمز به نزدیک ۱۳ میلیون بشکه در روز رسیده و حتی مدعی شد در یکی از روزهای هفته گذشته بیش از ۲۰ میلیون بشکه نفت از این مسیر عبور کرده است. با این حال، دادههای شرکتهایی مانند مؤسسه کپلر (Kpler) و دیگر ردیابهای کشتی، ارقام پایینتری را نشان میدهند.
کپلر برای سپتامبر میانگین حدود ۹.۷ میلیون بشکه در روز را برآورد کرده و میانگین هفتروزه تا حدود ۲۲ سپتامبر را نزدیک ۹ میلیون بشکه اعلام کرده است. ردیاب portwatch وابسته به صندوق بینالمللی پول (imf) میانگین ۷ روزه منتهی به ۲۷ سپتامبر را روزانه ۲ نفتکش اعلام کرده که حتی اگر این نفتکشها جزء ابرنفتکشها هم باشند، روزانه شاهد عبور ۴ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز خواهیم بود. گرچه اختلاف این ارقام الزاماً به معنای نادرستی یکی از آنها نیست و انتقال کشتیبهکشتی، تأخیر در ثبت محمولهها و خاموشکردن AIS میتواند نتایج را تغییر دهد، اما دادههای ردیابها بهخوبی نشان میدهد آمریکاییها با عددسازی و خبردرمانی قصد دارند بازار را آرام نشان دهند.
طبق دادههای رصد کشتیها، جریان نفت خام از تنگه هرمز در سپتامبر ۲۰۲۶ همچنان برقرار بوده، اما با نوسان و کاهش قابلتوجه نسبت به شرایط عادی، جریان داشته است. بر اساس دادههای کپلر، در هفته ۱۳ تا ۱۹ سپتامبر حدود ۴۹.۲ میلیون بشکه نفت خام از مسیر هرمز عبور کرده که معادل حدود ۷ میلیون بشکه در روز است. در فاصله ۲۰ تا ۲۵ سپتامبر نیز ۳۳.۷ میلیون بشکه ثبت شده که به معنی حدود ۵.۶ میلیون بشکه در روز است. در همین دوره تنها ۱۹ نفتکش، از جمله ۱۷ فروند نفتکش غولپیکر VLCC، در دادههای ردیابی ثبت شدهاند.
در مقابل، میانگین هفتروزه جریان نفت تا حدود ۲۲ سپتامبر نزدیک به ۹ میلیون بشکه در روز برآورد شده و آخرین برآورد کپلر در ۲۸ سپتامبر، متوسط جریان سپتامبر را حدود ۹.۷ میلیون بشکه در روز نشان میدهد. اختلاف میان برآوردهای ۷.۴، ۹.۳۶ و ۹.۷۲ میلیونبشکهای نیز نشان میدهد ارقام روزانه هرمز به دلیل تأخیر در ثبت محمولهها، خاموشکردن AIS برخی کشتیها و انتقال کشتیبهکشتی، مرتباً بازبینی میشوند. بنابراین، اینکه قیمت نفت برنت اعداد بالای ۱۰۰ دلار را باوجود سیگنال آمریکا مبنی بر باز بودن کامل تنگه هرمز باور نمیکند، دلیلش این است که نمیتوان صرفاً با مشاهده عبور چند میلیون بشکه نفت نتیجه گرفت که بازار جهانی با کمبود مواجه نیست.
مساله اصلی، قابلیت اطمینان و استمرار جریان است. به عبارتی دیگر، نفتی که روی کاغذ در حال عبور بوده، الزاماً با همان سرعت و هزینه گذشته به پالایشگاههای مقصد نمیرسد. افزایش زمان سفر، افزایش شدید هزینههای بیمه جنگی، انتقال کشتیبهکشتی و کاهش تعداد نفتکشهای فعال، عملاً ظرفیت مؤثر تنگه هرمز را پایین آورده است. از این منظر، حتی جریان حدود ۹ تا ۱۰ میلیون بشکه در روز نیز نمیتواند به معنای بازگشت بازار نفت به شرایط عادی پیش از بحران باشد، به ویژه اینکه در روزهای اخیر این روند با اتفاقاتی که برای برخی کشتیها رخ داده روند عبور نفت شیب نزولی داشته است.
یکی از مواردی که باعث شده قیمت نفت برنت با وجود سیگنالهای آمریکاییها به کمتر از ۱۰۰ دلار نیاید، موضوع بالابودن هزینه بیمه و کشتیرانی است. طبق دادههای مؤسسات مختلف، جنگ در خلیج فارس و دریای سرخ باعث افزایش شدید هزینه بیمه و امنیت کشتیها شده است. برای نمونه، میانگین حق بیمه جنگی تانکرهای حامل نفت از بندر ینبع عربستان به حدود ۳ درصد ارزش نفتکش رسیده (سه برابر ابتدای تیر)، و در بندر جیزان تا ۷ درصد افزایش یافته که در حد سقف تنگه هرمز است.
به بیان دیگر، عبور نفتکش از هر مسیر امن (هرمز یا دریای سرخ) اکنون دهها برابر قبل از جنگ هزینهبر است. در عمل، بیمه ۷ روزه یک تانکر نفتی حدود ۳ میلیون دلار از عربستان (ینبع) یا ۷ میلیون دلار از طریق تنگه هرمز (از بندرهای جنوبی) هزینه داشته که قبلاً کمتر از ۱۰۰ هزار دلار بود. بر اساس دادههای Baltic Exchange، درآمد معادل روزانه ابرنفتکشها (VLCC) در شاخص TD۳C، مسیر خلیج فارس به چین در ۱۸ سپتامبر به حدود ۱.۲ میلیون دلار رسیده است، درحالیکه این شاخص در اواخر ژانویه ۲۰۲۶ یعنی یک ماه قبل از جنگ ایران حدود ۱۱۲ هزار دلار بود. به عبارتی، هزینه نفتکشهای غولپیکر از ابتدای جنگ ایران تاکنون حدود ۱۰.۸ برابر شده است. علاوه بر این، نفتکشها برای یافتن مسیر امن یا دور زدن مناطق خطرناک (عبور دور دماغه امیدنیک) مجبورند مسیر طولانیتری بروند که هزینه سوخت و زمان حمل را بالا میبرد.
همچنین کشورهای خلیج مجبور شدهاند برای تضمین صادرات، ناوگانهای خود را از طریق خرید یا اجاره نفتکشهای جدید گسترش دهند که قیمت اجاره روزانه تانکرها را به حدود ۵۰۰ هزار دلار رسانده و هزینه سوخت اضافی حدود ۱۰۰ هزار دلار افزوده است. همه اینها هزینه تمامشده نفت را بالا برده و به یک ریسک اضافه بر عرضه تبدیل شده است.
گزارشهای بینالمللی وضعیت تعادل عرضه و تقاضای فیزیکی را بسیار تنگ و ذخایر را در سطوح پایین نشان میدهد. بر اساس گزارش ماهانه آژانس بینالمللی انرژی (IEA)، تولید جهانی نفت در مرداد ۱۴۰۵ به حدود ۱۰۰ میلیون بشکه در روز سقوط کرده است. این کاهش ناشی از خارجشدن بیش از ۱۰ میلیون بشکه در روز از تولید خلیج فارس به دلیل جنگ و ملاحظات امنیتی است. در سطح منطقه نیز، براساس دادههای آژانس بینالمللی انرژی (IEA) تولید نفت عربستان از ۱۰ میلیون بشکه در روز در قبل از جنگ ایران به کمتر از ۶ میلیون بشکه در روز در ماه اوت ۲۰۲۶ سقوط کرده است. همچنین این رقم ۴.۴ میلیون بشکه پایینتر از هدف ۱۰.۴ میلیونبشکهای عربستان در چهارچوب OPEC پلاس است.
ازسویدیگر، تا پایان تابستان ۱۴۰۵ تقاضای جهانی حدود ۲.۵ میلیون بشکه در روز نسبت به سال قبل کاهش یافته؛ اما این کاهش عمدتاً به دلیل کمبود عرضه (و تعویق خرید) بوده و نتوانسته اثر سقوط عرضه را جبران کند. مهمتر اینکه نفت ذخیرهشده در مخازن جهانی بهسرعت کاهش یافته است. آژانس بینالمللی انرژی گزارش میدهد از آغاز جنگ ایران تاکنون حدود ۵۰۷ میلیون بشکه نفت از ذخایر جهانی استخراج شده (نرخ متوسط ۲.۸ میلیون بشکه در روز) است.
براساس این گزارش فقط در مرداد ۱۴۰۵ ذخایر حدود ۹۵ میلیون بشکه آب رفته که فشار شدیدی بر بازارها وارد کرده است. سطح ذخایر استراتژیک مانند SPR آمریکا نیز که میتوانست برای عرضه اضطراری و کمک به متحدان مورداستفاده قرار بگیرد، رو به کاهش گذاشته است. طبق این دادهها، ذخایر تجاری نفت خام در ۱۸ سپتامبر ۴۲۶ میلیون بشکه بود، اما SPR در هفته منتهی به ۲۵ سپتامبر به تنها ۲۸۴ میلیون بشکه سقوط کرده که پایینترین سطح از اکتبر ۱۹۸۲ است. چشمانداز مؤسسات نیز به تداوم فشار بر ذخایر اشاره دارد. EIA میگوید ذخایر جهانی در ۲۰۲۶ حدود ۴۰۰ میلیون بشکه کاهش یافته و انتظار دارد محدودیت عرضه خاورمیانه تا ۲۰۲۷ ادامه یابد. همچنین IEA هشدار داده درصورتیکه اختلال خلیج فارس ادامه پیدا کند، کاهش بیشتر ذخایر میتواند فشار صعودی بر قیمت نفت ایجاد کند. در واقع، این کمبود فیزیکی و نگرانی از خالی شدن مخازن یکی از عوامل مهم بالا نگه داشتن قیمت برنت است.
دولت ترامپ به هر شکلی تلاش میکند با خبردرمانی و حتی اخبار دروغ، به بازار بگوید وضعیت بسیار عادی است، موضوعی که بازار آن را با مدنظر قرار دادن واقعیتها، باور نمیکند. اخیراً دولت ترامپ دو اقدام را اطلاعرسانی کرده که میخواهد برای مدیریت قیمت سوخت در این کشور اجرایی کند؛ اولین مورد، ممنوعیت صادرات گازوئیل است. بحث ممنوعیت صادرات گازوئیل آمریکا در روزهای اخیر به یکی از مهمترین ریسکهای بازار فرآوردههای نفتی تبدیل شده است.
ترامپ ۲۲ سپتامبر اعلام کرد موضوع ممنوعیت را بررسی میکند. با این حال تا ۲۹ سپتامبر هنوز ممنوعیت کامل اجرایی نشده و کاخ سفید گزارش مربوط به ممنوعیت ۹۰روزه را رد کرده است. البته به جای ممنوعیت، کاخ سفید میگوید در حال بررسی محدودیتهای داوطلبانه و راهکارهای افزایش عرضه داخلی است. اهمیت موضوع در ساختار پالایش آمریکاست. در صورت ممنوعیت، حدود ۷۰۰ هزار بشکه در روز گازوئیل و گاز مازاد وارد مخازن خواهد شد و ذخایر ساحل خلیج مکزیک طی کمی بیش از یکماه به ظرفیت میرسد. پس از پر شدن مخازن، پالایشگاهها ناچار به کاهش خوراک نفت خام بیش از ۲ میلیون بشکه در روز خواهند شد. اثر اولیه این خبر این بود که توانست قیمت گازوئیل آمریکا را در محدودهای متوقف کند یا روند افزای قیمت را آرامتر کند.
اتفاق دیگری که در بازارهای جهانی رخداده موضوع اختلاف ۱۲ تا ۱۴ دلاری نفت برنت و نفت آمریکاست (WTI). این تفاوت قیمت تا چندی پیش حدود ۳ تا ۵ دلار بود، اما این روزها این عدد به بالاترین نرخ تاریخی خود رسیده است، همچنین در آوریل ۲۰۲۶ نفت آمریکا در مقطعی برای چندین روز بالاتر از نفت برنت بود. این فاصله ۱۴ دلاری حاصل ترکیب دو عامل است؛ اولی فشار بر بازار داخلی آمریکا و دومی جهش هزینه انتقال نفت آمریکا به بازار جهانی است.
از یک سو، احتمال محدودشدن صادرات گازوئیل آمریکا باعث شده بازار انتظار داشته باشد پالایشگاههای آمریکایی در صورت انباشتهشدن گازوئیل، خوراک نفت خام خود را کاهش دهند. آمریکا روزانه حدود ۱.۲ میلیون بشکه گازوئیل صادر میکند و برآورد Wood Mackenzie این است که ممنوعیت صادرات میتواند حدود ۷۰۰ هزار بشکه در روز مازاد فرآورده ایجاد کند و پالایش نفت خام را تا حدود ۱۲ درصد کاهش دهد. در چنین شرایطی، فشار نزولی مستقیماً به WTI منتقل میشود. از سوی دیگر، جنگ و اختلال در مسیرهای کشتیرانی هزینه صادرات نفت آمریکا را به شدت افزایش داده است.
هزینه انتقال یک محموله VLCC از خلیج آمریکا به آسیا از حدود ۱۶ میلیون دلار پیش از جنگ به نزدیک ۵۰ میلیون دلار در انتهای سپتامبر رسیده است. در واقع، ۱۲ تا ۱۴ دلار تخفیف WTI نشانه ارزان شدن نفت آمریکا نیست، بلکه نشانه اختلال در اتصال بازار داخلی آمریکا به بازار جهانی است. این دستکاری خبری ترامپ در حالی عملاً باعث شده عرضه و تقاضای نفت آمریکا دچار اختلال شود و قیمت نفت آمریکا در حالی به ۹۰ دلار برسد که تا زمان تهیه گزارش حاضر، قیمت نفت برنت حولوحوش ۱۰۴ دلار است.
منبع: فرهیختگان