تاریخ: ۰۴ مهر ۱۴۰۵ ، ساعت ۲۱:۵۰
بازدید: ۱۲۸
کد خبر: ۱۲۰۸۴
سرویس خبر : نفت

پنج ضربه‌گیر تکانه‌های نفتی

پنج ضربه‌گیر تکانه‌های نفتی
انرژی و نیرو - بازار جهانی نفت برای مهار تکانه‌های ناشی از تنش در خاورمیانه بر پنج ضربه‌گیر اصلی تکیه کرده است.

به گزارش انرژی و نیرو، بازار جهانی نفت برای مهار تکانه‌های ناشی از تنش در خاورمیانه بر پنج ضربه‌گیر اصلی تکیه کرده است. این موانع حمایتی شامل ذخایر استراتژیک غرب، خطوط لوله جایگزین، انبار‌های تجاری، تردد پنهانی نفتکش‌ها در تنگه هرمز و در نهایت افت محسوس خرید‌های چین می‌شود. اکنون که کارایی برخی از این ابزار‌ها رو به فرسایش گذاشته است، تداوم عامل آخر یعنی خویشتن‌داری پکن اهمیتی دوچندان پیدا می‌کند. با این حال، رمزگشایی از ساختار پیچیده انرژی در چین حتی بدون وجود فضای مه‌آلود جنگ نیز امر دشواری است. این روز‌ها در محافل تحلیلی شایع‌ شده که چین انضباط ماه‌های اخیر خود در خرید نفت را کنار گذاشته است. واقعیت، اما نشان می‌دهد که واردات نفت خام اینکشور همچنان به مراتب کمتر از گذشته است و آنچه تغییر کرده، جغرافیای تامین نفت است، نه حجم کل تقاضا.

این نکته پیش از دیدار «دونالد ترامپ» و «شی جین‌پینگ» در واشنگتن وزن استراتژیک بالایی دارد. به گزارش بلومبرگ، هرچه غول آسیایی عطش وارداتی خود را مهار کند، ترامپ فرصت بیشتری برای پیشبرد تقابل با ایران خواهد داشت، پیش از آنکه جهش بهای انرژی، کاخ سفید و فدرال رزرو را در تنگنای تصمیم‌گیری قرار دهد. داده‌های آماری نیز این تصویر را تایید می‌کنند. پیش از آغاز درگیری‌ها در نهم اسفند سال گذشته، چین روزانه به طور میانگین ۱۰.۵ میلیون بشکه نفت خام را از مسیر دریا وارد می‌کرد و حجمی را نیز از طریق خطوط لوله دریافت می‌کرد. پکن از ماه آوریل ترمز خرید‌های خود را کشید، روندی که ابتدا کند و سپس با شتابی چشمگیر پیش رفت و محاسبات کسانی را که منتظر انفجار قیمت‌ها بودند به هم ریخت. تا ماه ژوئن، واردات دریایی نفت چین با ثبت رقم ۵.۸ میلیون بشکه در روز به پایین‌ترین سطح در یک دهه اخیر رسید و با آزاد کردن بخشی از عرضه جهانی، به آرامش بازار کمک کرد.

بر خلاف گمانه‌زنی‌ها درباره جهش خرید‌های پکن، ارزیابی‌های موسسه اطلاعات انرژی وُرتکسا نشان می‌دهد واردات نفت چین در ماه سپتامبر اندکی کم‌تر از ۷ میلیون بشکه در روز بوده است. این رقم حتی از میانگین ماه‌های ژوئیه و اوت نیز پایین‌تر برآورد می‌شود. در مجموع، واردات دریایی نفت چین در سال جاری ۶۰۰ میلیون بشکه کم‌تر از سطحی بوده که بر مبنای روند سال ۲۰۲۵ انتظار می‌رفت. چنانچه پکن در سه‌ماهه چهارم نیز به الگوی خریدماه سپتامبر پایبند بماند، کسری تجمعی واردات آن تا پایان سال میلادی به مرز یک میلیارد بشکه نزدیک خواهد شد. با این حال، تداوم افت واردات با تغییر اجباری در مبادی خرید همراه شده است. دوران دسترسی به نفت خام تخفیف خورده ایران در بازار‌های غیررسمی به پایان رسیده و چین ناچار شده برای پر کردن جای خالی آن به سراغ بازار‌های شفاف برود، رویکردی که فشار تقاضا را بر مراکز اصلی قیمت‌گذاری افزایش داده است. ریشه اصلی شایعات اخیر نیز همین تغییر رویکرد است، چرا که در بازار نفت درست مثل بازار املاک، موقعیت جغرافیایی خریدحرف اول را می‌زند. خرید نفت خام در بازار دریای شمال به عنوان مرجع قیمت برنت، اثر روانی و قیمتی بسیار شدیدتری نسبت به خرید همان حجم نفت در بازار‌های خاکستری بر جا می‌گذارد.

این جابه‌جایی مبادی خرید پس از تشدید رهگیری‌ها و محاصره دریایی نفت ایران توسط ارتش آمریکا ابعاد کم‌سابقه‌ای به خود گرفته است. چین از ابتدای ماه جاری تاکنون تنها حدود ۸۰ هزار بشکه در روز نفت از ایران وارد کرده است، در شرایطی که پیش از جنگ، خرید روزانه پکن از تهران بین ۱ تا ۱.۵ میلیون بشکه در نوسان بود. حتی اگر آمار‌های نهایی تا حدی بالاتر از برآورد‌های اولیه ثبت شوند، جهت کلی این افت ساختاری تغییر نخواهد کرد. پکن برای پوشش این شکاف بزرگ، حجم سفارش‌های خود از عراق، امارات متحده عربی، برزیل و کانادا را افزایش داده است. از سوی دیگر، از دست رفتن دسترسی به نفت ارزان ایران باعث بالا رفتن قیمت‌ها در بازار کم‌عمق معاملات آتی نفت در داخل چین شده و همین مساله به شایعات پیرامون ول‌خرجی نفتی این کشور دامن زده است.

در ادامه مسیر چه رخ خواهد داد؟ چین طی یک دهه گذشته ذخایراستراتژیک عظیمی بالغ بر ۱.۲ میلیارد بشکه نفت خام ایجاد کرده که تقریبا چهار برابر کل ذخایر باقی‌مانده در انبار‌های استراتژیک ایالات متحده است. پکن تاکنون تنها سهم اندکی از این منابع عظیم را برای پوشش نوسانات تنگه هرمز آزاد کرده است. در صورتی که «شی جین‌پینگ» بخواهد، پکن توان آن را دارد که عطش وارداتی خود را برای مدت‌های طولانی در سطحی پایین نگه دارد و به این ترتیب، دست بالا را در مهار پیامد‌های تقابل با تهران در اختیار ترامپ بگذارد. آیا پکن چنین مسیری را در پیش خواهد گرفت؟ شواهد و واقعیات اقتصادی پاسخ مثبت به این پرسش را تایید می‌کنند.

ترامپ و شی ممکن است درباره پرونده ایران دیدگاه‌های کاملا متفاوتی داشته باشند، اما تثبیت بهای نفت در سطوح متعادل کاملا با منافع ملی چین هم‌خوانی دارد. در این میان، پکن برای خوشامد آمریکا گام برنمی‌دارد، بلکه به دنبال محافظت از اقتصاد خود است و تهران در این شطرنج اقتصادی صرفا به عنوان قربانی جانبی این موازنه شناخته می‌شود.

منبع: روزنامه دنیای اقتصاد

مطالب مرتبط
عناوین برگزیده